شیرین عبادی جاسوسه جمهوری اسلامی پرونده دلارا دارابی راقبول
کرد.
تاکنون هرگاه پرونده یکی از بیگناهان و آزادیخواهان که از سوی فعالین حقوق بشری جهانی مورد حمایت قرار گرفته سرکار حاجیه خانم شیرین عبادی که باید لقب ام معصومه به او داد در حمایت از ان بیکناه و یا ازادیخواه برخواسته و مسئولیت پرونده را بعهده گرفته که سرانجام پرونده یا به اعدام و یا مفقود الاثر گردیده این زبیده بگم دادگستری جمهوری اسلامی در سخنرانی هایش در خارج از کشور شعار ازادی زندانیان گوانتانامو را میداد و همواره فراموش میکرد که از تریبون های جهانی اعلام کند که در شکنجه گاههای ولایت وقیه چه بر سر دانشجویان و ازادیخواهان میرود. عده ای در تلاش هستند تا میزان خسارتی که جمهوری اسلامی بابت دریافت جایزه صلح نوبل از سرمایه ایرانیان پرداخته با سند و مدرک اعلام کنند . سکینه سلطان بیت رهبری فرموده اند که اسلام یعنی دموکراسی از ایشان سئوال میکنم که اگر ایشان بخواهند در دادگاهی شهادت بدهند ایا با یک مردی که حتی نمیتواند نام خودرا بنویسد و بجای امضاء اثر انگشت پای برگه میگذارد مساوی است یا باید یک خانم وکیل کیلویی مثل خودرا بیاورد تا سطح علم و دانش هردو انان به اندازه ان مرد بیسواد بشود . خانم عبادی شما اصلا معنی دموکراسی را میدانید .؟ باید بگویم که ان نمایشی هم که در مورد دفتر و دستکت بپا کردی طبق اسناد حاضر معلوم شد نمایش خیلی بدی بوده و دارای نواقص دراماتیکی بوده است . اگر خدا یا رهبر یا پیامبری را می پرستی دست از دلارا بردار بگذار وکلای امنسی و حقوق بشری این دختر بیگناه را از چنگال خون خواران اسلامی نجات بدهند
رضا فاضلی به تاریخ پیوست
رضا فاضلی یکی از معدود خرد گرایان که بیش از بیست سال از عمر خودرا در راه خرد گرایی و روشن نمودن افکار ایرانیان در خرافه زدایی گذاشته و در این راه فرزند برومندش بیژن فاضلی را نیز از دست داده و حتی خرافه پرستان و شب نشینان در راه خاموش نمودن این نور در تاریکی سعی نمودند در فرانسه اورا با سمی که در قهوه اش ریخته بودند خاموش نمایند و در این راه با شکست روبرو شدند . او دلیرانه با گذاردن جان بر کف به روشن نمودن اذهان هم میهنانش از خرافات و سعی و کوشش دررساندن آگاهی و تشویق در امر تحقیق و مطالعه نهایت تلاش خود را نمود و با جسمی بیمار و روحی پرصلابت تا آخرین لحظات ایستادگی کرد و بگفته خودش از بیماری که نه بلکه از نامردمی کسانی که سعی نمودند صدایش را قطع کنند ( تلویزیون پارس امیر شجره ) در اخرین لحظات از پزشک درخواست می کند تا عمر ظاهریش را تمام کند . او نه تنها نمرده است بلکه با گذاردن هزاران فاضلی در سطح دنیا یکی را به هزاران تجزیه نمود .
سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز ( رضا فاضلی )
مرده انست که نامش به نکویی نبرند ( روح الله مصطفوی خمینی )
برای بزرگداشت این مبارز راه روشنایی مطالعه کنید
http://www.guardian.co.uk/world/video/2009/apr/02/swat-valley-flogging
این حیوانات ماقبل تاریخ چگونه بخود اجازه میدهند که انسانی را این چنین شکنجه کنند.آیا
چنین دین وحشی قابل ستایش و چنین خدای ظالمی قابل پرستش است ؟آیا پروردگاری که که دستور به شکنجه ، شلاق ، اعدام دستور میدهد عادل است ؟ در دنیایی که علم و تکنو لوژی انسان را به کرات دیگر میبرد هنوز یک عده حیواناتی در روی زمین زندگی میکنند که دستور شلاق و اعدام و سنگسار میدهند فرقی نمیکند هر دینی که شخصیت انسان را تا بدین اندازه حقیر میکند فقط قابل لعن و نفرت و انزجار است
تاریخچه دروغ سیزده ، یا ماهی آوریل
بیش ازشصت سال است که در ایران، گفتن دروغ سیزده نوروز، یا همان «ماهی آوریل» فرانسوی ها، از سوی چند روزنامه نگار ایرانی رواج پیدا کرده است. آغازماه آوریل یکروز پیش ازسیزده نوروز می باشد، و این همزمانی دست آویزی شد، که درسیزده نوروز که ویژه جشن، شادی و نیایش برای باران و باروری زمین می باشد، زیرنام شوخی دروغ بگویند.
برای شناخت روز(poisson d’avril) « ماهی آوریل »، باید به جستجو درریشه های استوره ای ماه آوریل پرداخت. رومی ها ماه چهارم سال ترسایی را، که با پایان ماه مارس آغاز می شود، «آپریلیس» = (aprilis) نامگذاری کرده اند، که به زبان لاتین به آن، « آپریر»= (aperire) گفته می شود، «آپریر» به چم باز شدن و شکفته شدن آمده است، در این ماه جوانه های گل و گیاه در زمین شکفته و بارورمی شوند.
دسیموس مانیوس اوسونیوس، (Decimus Magnus Ausonius 310 - 395)، چکامه سرای باستانی، که چامه هایش را به زبان لاتین می سروده است ، نماد آوریل را مرد جوانی نشان می دهد، که تاجی از گل های کوچک سفید و گیاهان سبز بافته شده بر سر دارد ، ودر کنارش دیگچه ای دیده می شود، که در آن گیاهان خوشبو می جوشند. اوسونیوس، درسرزمینی که هم اکنون استان بوردو، در خاک فرانسه شناخته می شود، زندگی می کرده است .
در ایران باستان، سیزدهمین روز هر ماه بنام تیر، نامیده می شد. در استوره های ایرانی آمده است، که سرپرست این روز ایزد تیر یا « تیشتری» می باشد. این ایزد بشکل اسبی بود، که با دیو خشکسالی و خشکی، که دیو «اپوش » نام دارد، همواره در نبرد است.
خشکی و بی آبی، زندگی گیاهان و جانوران و آدمی را نابود می کند، و کشور ایران همواره با کمبود آب روبرو بوده است. از اینرو در روز تیر، که روز سیزدهم ماه فروردین است، ایرانیان برای در خواست باران از آسمان، از خانه های خود بیرون می رفتند، و روزی را در دشت و دمن بسر می بردند. و پیروزی تیریا تیشتر را بر دیو اپوش جشن می گرفتند، و به شادی و بازی پرداخته، و بیاد ایزد تیر اسب سواری می کردند.
آناهیتا، ایزد بانوی آب و باروری در نزد نیاکان ایرانیان بوده است. ایرانیان سبزه هایی راکه برای نوروز و در خانه های خود سبز کرده بودند، به آب های روان و جویبارها می سپردند، تا سپاس خود را به آناهیتا پیشکش کنند، و با این کار دانه های بارور، برای روئیدن به آناهیتا باز گردانده می شد.
گره زدن شاخه های گیاهان و سبزه ها از سوی دختران نوجوان، نماد پیوند زن و مرد، درروند باروری آدمیان می باشد.
درمصر دیسه نفتیس(Déesse Nephtis )، نماد نیروی اهریمنی در نازا یی زمین بود، او همسرتیفون (Typhon)، خدای بدی ها و گورها و نازایی بود.
دراختر شناسی، دراین روز خورشید از برج «حوت» یا ماهی در آمده، و به برج «حمل» یا بره رفته است.
گفته می شود که لویی سیزدهم پادشاه فرانسه، شاهزاده ای از، لورن( Lorrain )، را در دژی در شهر نانسی (Nancy) فرانسه زندانی کرده بود، این شاهزاده توانست در روز نخست ماه آوریل، از زندان بگریزد،وبا شنا از رودخانه مئوز(Meuse) بگذرد، و مردم لورن گفتند: ماهی که برای نگهداری به فرانسویا ن سپرده شده بود گریخت.
در داستان دیگری آمده است، که در ماه آوریل، هنگامیکه ماهیگیران با دستهای تهی و بار کم به ساحل باز می گشتند، مردم بندر برای آنان روی تکه های چوب و مقوا، نقش ماهی را می کشیدند و به آنان می دادند، و ماهیگیران هنگام بازگشت برای اینکه از سوی مردم ریشخند نشوند، به دروغ می گفتند که قایقشان در دریا به گل نشسته و نتوانسته اند ماهی بگیرند، و مردم هم با آوای بلند و شوخی به آنان می گفتند « ها ها ، ماهی آوریل».
در داستان دیگری آمده است، که در سال 1564 در سده شانزدهم ترسایی، پادشاه فرانسه شارل نهم، بر آن می شود تا آغاز سال نو را که تا آن زمان روز نخست ماه آوریل بود، به روز نخست ماه ژانویه ، که گفته می شد به تاریخ زایش عیسی مسیح نزدیکتر است دگرگون کند. ازآن پس مردم پیشکش هایشان را به یکدیگر، که درآن زمان بیشتر خوراکی بود، در آغاز ماه ژانویه می دادند، و کم کم روز نخست ماه آوریل هم به شوخی به یکدیگر ماهی چوبی یا کاغذی می دادند.
بیشترین روز های پرهیز از خوردن گوشت درآیین کاتولیک، درماه آوریل و روزپاک می باشد، و آنان در این روز ها ماهی می خوردند.
کم کم کارشوخی و ماهی چوبی و کاغذی به گفتن دروغ کشید شد. درسال های شصت رادیو فرانس اینتر، در گزارشی بدروغ گفت، که یک هواپیمای گالاکسی به گنجایش هزار تن، به رایگان مردم را برای دو روز به نیویورک می برد و باز می گرداند، و از مردم خواسته شد که برای نام نویسی به زیر برج ایفل بروند، در این روز هزاران تن برای سفر رایگان در زیر برج ایفل گرد آمدند، و بیهوده ساعت ها رادر زیر باران سپری کردند. در دیگر کشور های جهان نیز چنین اخبار دروغین در رادیو ها و روزنامه ها درج گردیده است.
اسماعیل پوروالی، روزنامه نگار سرشناس ایرانی که میان همکارانش به آقای مدیر شناخته شده بود، در ماهنامه روزگار نو در اردیبهشت 1370 خورشیدی در پاریس نوشت:
« ما شمارهی سیزده فروردین سال 1322 شمسی روزنامهی «نبرد» را یک پارچه به صورت دروغ درآوردیم. یکی از این دروغها، نطقی بود از هیتلر، که در آن بحبوحهی جنگ، دستور آتشبس میداد و این مژدهای بود که همهی مردم از پیر و جوان ، زن و مرد و بزرگ و کوچک را خوشحال میکرد. درکنار این دروغ شادیدهنده، دروغ آزاردهندهای که در آن روز بساط سیزده نوروز خیلی ها را به هم ریخت، خبر فوت «حاج محتشم السلطنه» رئیس مجلس وقت بود، که چون در بین مردم تهران بخصوص بازاریها وجهه و احترام و اعتباری خاص داشت. هزارها نفر راه خانهی او را درپیش گرفتند تا در مراسم تشییع جنازهاش شرکت کنند.»
روزنامه نبرد در آن زمان به مدیریت خسرو اقبال اداره می شد، واز همکارانش نیزمی توان ، محمود تفضلی، جواد فاضل، حسن ارسنجانی، جهانگیر تفضلی و اسماعیل پوروالی و سه، چهار تن دیگر که در آن قلم میزدند نام برد. اسماعیل پور والی، چند سال پیش در پاریس در گذشت.
سیزده نوروز، جشن پیروزی ایزد تیر بردیو خشکسالی فرخنده باد
دهم فروردین ماه، برابر با 30 مارس 2009
فرامرز دادرس
قبل از هر موضوعی تولد اشو زرتشت را به جامعه
دین بهی شاد باش میگویم
برداشت از وبلاگ شب مطرب نوشته بهرام پارسا
بسیار گفته شده و می شود که نوروز، بزرگترین جشن ایرانیان، و دیگر مردمانی که دارای فرهنگ ایرانی می باشند، دارای ریشه های دینی است، و با ادیان ابراهیمی و بویژه دین اسلام پیوند دارد.
این سخنان نادرست و بی پایه ای می باشند، که در درازای سده ها، پس از دست یازی بیگانگان بر سرزمین های ایرانی، ساخته و پرداخته شده است، بگونه ای که امروز این جشن باستانی، نماد تاریخ و فرهنگ کهن مردمانی، که خود از پیشتازان گسترش دانش و تمدن در جهان می باشند، را با مشتی خرافه و رفتار ناسره در هم آمیخته اند.
پس از یورش سپاهیان اسلام به ایران و دیگر کشور ها بر پایه آيه 59 سوره الانعام کتاب قرآن «وَلاَ رَطْبٍ وَلاَ يَابِسٍ إِلاَّ فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ» «و نه هيچ تر و خشكى وجود دارد ، جز اينكه در كتاب مبین ثبت است.»هر چه کتاب و ماندگار های علمی بود یا به آتش سوزانده و یا به آب افکنده شدند.
تاریخ نویسان نامدار اسلام می نویسند: « در فتح مصر، وقتی عمروبن العاص، بر ذخائر علمی اسکندریه دست یافت، از عمر بن الخطاب خلیفه دوم مسلمین در باره آنها دستور خواست. پاسخ او چنین بود: « اگر در آنها مطالبی موافق کتاب خداست با وجود آن (قرآن)استغنا حاصل است و اگر در آنها چیزی بر خلاف کتاب خداست حاجتی بدان نیست به نابود کردن آنها اقدام کن».
چون این فرمان به عمرو بن العاص رسید شروع به پخش کتابها میان گرمابه های اسکندریه کرد، گفته می شود که سوخت ششماه گرمابه ها از سوزاندن کتابها فراهم شد. در تازش به ایران نیز همین رویداد پیش آمد، و گذشته از گرداندن آسیابها با خون ایرانیان، سعد بن ابی وقاص سردار خلیفه، هنگامیکه از عمر خلیفه اسلام ، در باره کتاب های کتابخانه های ایران دستور می خواهد.
عمر بن الخطاب می نویسد:« آنها را در آب افکن، زیرا اگر متضمن هدایت باشد، خداوند ما را با کتابی که راهنما تر از آنهاست هدایت کرده و اگر مایه گمراهی باشد خداوند ما را از آن بی نیاز ساخته است».
فرنود به آب افکندن نسک های ایرانیان ، بر این پایه بود که آنان بیشتر نوشته های خود را بر پوست جانوران، مانند گاو و آهو می نگاشتند، مانند کهن نامه اوستا، که گفته می شود درهنگام یورش اسکندر به ایران، بر روی دوازده هزار پوست گاو با خط زرین نوشته شده بود. سوزاندن نسک هایی که بر روی پوست نگاشته شده بودند ، با دود و بوی ناخوشایندی همراه بود، و از سویی با شستن پوست در آب، نوشته ها را پاک می کردند، و ازپوست جانوران که همواره با ارزش بود، دوباره بهره برداری می کردند.
درهمان هنگام نویسندگان و شاعران عرب، اندک نوشته هایی را که در آن سرزمین یافت می شد، بر روی چوب، برگ درختان، و استخوان جانوران می نوشتند، تا جاییکه قرآن کتاب دینی و مقدس مسلمانان نیز بر روی این چیز ها نوشته شده بود، و در زمان عثمان خلیفه سوم اسلام بود، که بفرمان وی این نوشتارها را گرد آوری، و پس ازبازبینی از سوی گروهی، که خلیفه به این کار گمارده بود، شمار بسیاری را از میان بردند، واز بجای مانده آنان کتاب قرآن را فراهم آوردند.
اخبار الحکما چاپ مصر ج 1 ص 33- مختصر الدول ابی افرج ملطی - تاریخ التمدن الاسلامی جرجی زیدان ج 3 ص 41 - کشف الظنون حاجی خلیفه چاپ ترکیه ج 1 ص 446 - معجم البلدان ج 5 ص 243
هدف آن فرمان های بر گرفته شده از کتاب قرآن، از میان بردن شناسه فرهنگی و تاریخی و علمی مردم ایران، و دیگر کشورهای شکست خورده بود ،دراین میان، بویژه ایرانیان بایستی به بردگان یا بگفته عربها ،موالیان بی هویتی تبدیل شوند.
شیخ عباس قمی، در صفحه 164، کتاب سفینه البحارو مدینه الاثار و الاحکام، این گفته حسین ابن علی، امام سوم شیعیان را می آورد:« ما از تبار قریشیم دوستان ما عرب ها، و دشمنان ما ایرانیها هستند، روشن است هر عرب از هر ایرانی بر تر و بالاتر است، و هر ایرانی از دشمنان ما هم بدتر است. ایرانیها را باید دستگیر کرد به مدینه آورد، زنانشان را در بازار ها به کنیزی بفروش رساند، ومردانشان را به برده گی اعراب گماشت».
از سویی اشغالگران کوشیدند، که شاد زیوی را، که یکی از ویژگیهای فرهنگ کهن ایرانی می باشد، و در تار و پود این مردم نهادینه گشته است، را با از میان بردن نماد های آن، که جشن های ایرانی بودند نابود نماین.
ایرانیان مبارزنیزبرای پاسداری از فرهنگ نیاکانشان، دست از تلاش بر نمی داشتند ، ولی با همه کوششها و جانفشانی ها، برخی از این جشنها یا از میان رفتند، و یا به بوته فراموشی سپرده شدند ،و یا از رنگ و بو افتادند .
درمیان این جشنها ،نوروز از جایگاه ویژه ای در میان ایرانیان بر خوردار بود ه و می باشد، یکی از جشنهایی که هرگز دشمنان نتوانستند آنرا از میان بردارند، و یا از انجام آن جلوگیری نمایند ،همین نوروز باستانی و آغاز سال نو ایرانی بود ،که ایرانیان در سخت ترین ودشوار ترین برهه از زمان به انجام و پاسداری از آن پرداخته و می پردازند ، تا جاییکه سده ها پس از یورش سپاهیان اسلام و هنگامیکه دشمنان در این تلاش خود ناکام ماندند، دست به تحریف و مصادره آن زدند. در دربار برخی از خلفای اسلامی، سلاطین و حکمرانان، نیز به بر پایی این جشن می پرداختند، و به آن رنگ و بوی اسلامی دادند .
گفتند که « نوروز در دین اسلام محترم شمرده شده است، و تنها جشن وآیین ملی است، که اسلام ومذهب تشیع آن را منسوخ نکرد، بلکه جلال وشکوه هدفداری نیز بدان بخشید وبارنگ وبوی مذهبی ودینی آراسته است ».
البته در درازای سده ها، در جشن های نوروزی ایرانیان نیز، ناهنجاری ها و ناسازگاری با فرهنگ ایرانی وارد کردند، و کتاب قرآن ، که خود آیات آن پایه کتاب سوزان و از میان بردن علم و دانش و شناسه میهنی قرار گرفته بود، را بر سر سفره هفت سین آوردند، و یک جشن کهن ایرانی را با تصاویر خیالی محمد پیامبر اسلام، و علی داماد و خلیفه اش، و حسین فرزندش ، که خود هر یک در تازش به ایران، و از میان بردن فرهنگ والای ایرانی نقش بزرگی داشتند آراستند، و مردم را وادار کردند که بر خوان نوروزی، اورادی بزبان بیگانگان بخوانند، و نوروز را بیکدیگر شاد باش بگویند.
در دوره اسلامی نوروز را به سلیمان پیامبر نسبت داده اند وگفته اند « که چون وی انگشتری خود را گم کرد، پادشاهی از دستش بیرون رفت وپس از چهل روز آن را باز یافت، و شکوه پیش به او بازگشت، وپادشاهان نزد او رفتند ومرغان بازگشتند وایرانیان گفتند (( نوروز آمد )) »
این افسانه ها بر گرفته شده از تورات کتاب آسمانی و مقدس یهودیان است، که سپس به قرآن نیز در آمده و پایه و ستونهای دین اسلام را پی ریزی کرده است. ولی حتی در داستان سلیمان اشاره به تاریخ بر تخت نشستن دو باره وی نشده است، که بتوان در یافت که روز نوروز بوده است .
مجلسی در کتاب (( سماء والعالم )) از قول جعفرصادق امام ششم شیعیان، روایت کرده است که: « روز اول فروردین حضرت آدم آفریده شده است».
بر پایه داستانهای تورات، « خدا روز اول، نور و تاریکی را آفرید، وروز و شب را درست کرد، وروز دوم آسمان را آفرید، وروز سوم زمین و دریا را آفرید وگیاهان را، وروز چهارم ستارگان و فصلها را، وروز پنجم حیوانات بزرگ دریایی آبزیان و پرندگان را آفرید، وروز ششم و در پایان ،زمین انواع جانوران و حیوانات اهلی و وحشی و خزندگان را بوجودآورد، و سپس آدم را آفرید» .
بنابر این خدا پنج روز پیش از نوروز، آغاز به آفرینش جهان نمود، و روز پایان که نوروز بود آدم را آفرید. در بالا می خوانیم که روز چهارم فصلها را آفرید، و اگراین افسانه را بپذیریم، و آغازآفرینش فصل ها را بهار یا نوروز قرار دهیم، باز هم حساب «امام جعفر صادق » صادق نیست، و آدم روزسوم فروردین آفریده شده، و نه روز یکم فروردین!.
در حدیث معلی بن خنیس یا حدیث نوروز، می خوانیم که جعفر بن صادق می فرمایند: « ای معلی ، روز نوروز همان روزی است که خداوند از بندگان خود پیمان گرفت که او را بپرستند، واو را انبازی نگیرند. وبه پیامبران وحجج وامامان ایمان بیاورند، همان روزی است که آفتاب در آن طلوع کرد وبادها وزیدن گرفت وزمین در آن شکوفا و درخشان شد» .
اینجا امام جعفر می گوید، که نوروز همان روزی است که آفتاب در آن طلوع کرد، و با حساب تورات روز نخست بود که خدا آفتاب را آفرید ، پس اگر امام در بالا فرمودند که نوروزروز آفرینش حضرت آدم بوده، باز حساب درست در نمی آید ، چون نمی توان در شش روز دو بار نوروز داشت. و دیگر اینکه نمی توان پنج روز پیش از نوروز را نوروز نامید.
مجلسی در کتاب ((زادالمعاد )) پس از ذکر فضایل نوروز، واین که نوروز، روز موافق با روز مبعث و (27) بیست و هفتم ماه رجب بود، ودر همان روز پیامبر به پیامبری مبعوث گردید».
بیست و هفتم (27) ماه رجب سال سیزده (13) پیش از هجرت، برابرمی شود با نهم (9) ژوئیه سال ششصد و نه (609) ترسایی، و برابر است با هفده ( 17) تیر ماه ایرانی، و باز هم حساب امام درست در نمی آید، و بعثت پیامبر اسلام روز نوروز نمی شود.
امام صادق می گوید :« نوروزهمان روزی است، که کشتی نوح بر کوه جودی آرام گرفت» .
بر پایه روایت های تورات ، سفر پیدایش سوره هفتم آیه های (10-11-12)، هنگامیکه نوح ششصد (600) سال داشت، در روز هفدهم ماه دوم (Iyyar)، سال هزار و پانصد و پنجاه و شش (1556) خلقت، برابر با ماه آوریل ترسایی، که برابر با اردیبهشت ایرانی می باشد ، توفان آغاز شد.
در سفر پیدایش سوره هشتم آیه های (3و4)، آمده است که، صدو پنجاه (150) روز پس از توفان، کشتی روی کوه آرام گرفت. با این حساب در می یابیم که صدو پنجاه (150) روز بعد می شود، ماه(Tishri) عبری، وبرابر با ماه سپتامبر ترسایی، و آبان ماه ایرانی. پس روز نوروز نمی شود.
بر پایه این داستان ، پس از آن نیز صدو پنجاه (150) روز، نوح در کشتی ماند و سپس خارج شد ، که باز می شود ماه (Adar) عبری، و یا بهمن ماه و یا ژانویه ترسایی، و این هم روز نوروز نمی شود.
امام صادق می گوید :« نوروزهمان روزی است، که پیامبر خدا ، امیرالمؤمنین علی (ع) را بر دوش خود برداشت، تا بتهای بیت الله الحرام (کعبه ) را به زیر افکند وبتان را خرد کند . چنانچه ابراهیم نیز چنین کاری را کرد» .
تاریخ این رویداد هم در جایی نوشته نشده است تا بتوان آنرا حساب کرد.
امام صادق می گوید :« همان روزی که پیامبر به یاران خود دستور داد، تا با علی (ع) به عنوان امیرالمؤمنین بیعت کنند».
اشاره به داستان غدیر خم است، که گفته می شود در روز هجدهم (18)ذیحجه سال دهم (10)هجری رخ داده است ، که برابر می شود با، نوزده (19 ) ماه مارس سال دهم ترسایی، و بیست و هشتم (28) اسفند ماه ایرانی، که باز هم روز نوروز نمی باشد.
امام صادق می گوید :« همان روزی است که پیامبر (ص) ،علی (ع) را به وادی الجن (دره جنیان ) فرستاد تا ازآنان برای خود بیعت بگیرد».
هیچ نشانی از تاریخ ماموریت علی درتماس با جنیان در جایی نیست که بتوان آنرا حساب کرد.
امام صادق می گوید :« همان روزی که علی (ع) بر مردم نهروان (خوارج ) پیروز شد» .
جنگ نهروان در روز نهم (9)صفر سال سی و هشت(38) هجری، برابر با بیستم(20) ژوییه سال ششصد و پنجاه و هشت (658) ترسایی، و بیست و نهم(29) تیر ماه سال سی و هفت(37) هجری شمسی رخداد ،و باز هم روز نوروز نمی شود.
نوروزجشن ایرانی ، بر همگان شاد باد.





